وبسایت رسمی ابوالقاسم کریمی

داستان کوتاه آموزنده:۱۲ داستان کوتاه

هم نمی توانست برود چون دیگر پشت بامی نبود.. باید می رفت دیگر فریاد زدن هم یادش رفته بود دیگر دوستی هم نداشت که با هم به صحرا بروند و با هم گله ها را بچرانند… باید می رفت چاره نداشت….