وبسایت رسمی ابوالقاسم کریمی

داستان کوتاه آموزنده:شماره۸۳

بیمارستان شد، او پس از اینکه جواب تلفن را داد. بلافاصله لباس هایش را عوض کرد و مستقیم وارد بخش جراحی شد. او پدر پسر را دید که در راهرو می رفت و می آمد و منتظر دکتر بود.

Details
وبسایت رسمی ابوالقاسم کریمی

داستان کوتاه آموزنده:شماره۸۲

یمانکار ایرانی در کمال خونسردی در گوشش گفت: آرام باش… ۱۰۰۰ دلار برای تو و ۱۰۰۰برای من … و انجام کار هم با پیمانکار مکزیکی.
سرانجام پیمانکار ایرانی در مناقصه پیروز شد.

Details