وبسایت رسمی ابوالقاسم کریمی

شماره_۲۰

ای عشق بی‌آن‌که ببینمت بی‌آن‌که نگاه‌ات را بشناسم بی‌آن‌که درک‌ات کنم دوست‌ات می‌داشتم شاید تو را دیده‌ام پیش از این در حالی که لیوان شرابی را بلند می‌کردی شاید تو همان گیتاری بودی که درست نمی‌نواختمت دوست‌ات می‌داشتم بی‌آن‌که درک‌ات کنم دوست‌ات می‌داشتم بی‌آن‌که هرگز تو را دیده باشم و ناگهان تو با من، تنها…

Details
وبسایت رسمی ابوالقاسم کریمی

شماره_۱۹

قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟ از کجا، وز که خبر آوردی؟ خوش خبر باشی، اما، اما گرد بام ‌و‌ در من بی‌ثمر می‌گردی. انتظار خبری نیست مرا نه ز یاری نه ز دیّار و دیاری – باری برو آن‌جا که بود چشمی و گوشی با کس برو آن‌جا که تو را منتظرند. قاصدک در دل…

Details
وبسایت رسمی ابوالقاسم کریمی

شماره_۱۸

کوشیدم تو را از خاک حافظه‌ام ریشه‌کن کنم اما دیدم در تار و پودم تنیده‌یی هم‌چون خزه دریایی کوشیدم بوی تو را از سلول‌های پوست‌ام بیرون کنم پوست‌ام کنده شد اما تو بیرون نشدی کوشیدم تو را به آخر دنیا تبعید کنم چمدان‌هایت را آماده کردم برایت بلیط سفر خریدم در اولین ردیف کشتی برایت…

Details
وبسایت رسمی ابوالقاسم کریمی

شماره_۱۷

درهم شکسته آهنگ شب ژرف آب‌گردان یخین و خواب‌آلوده‌ی ماه نیمه. آب‌راه‌های پوشیده در نی خاموشانه می‌غرد. وزغ‌ها، موذنان سایه، از خروش بازمانده‌اند. به کهنه خرابات نغمه‌ی اندوه‌ناک باز ایستاد و به خاموشی گرایید به کنج دیرینه‌ترین ستاره. باد پرپیچ‌وتاب فرونشست بر کوه تاریک و یکی سرو تنها – فیثاغورثی از تبار دشت – خواهد…

Details
وبسایت رسمی ابوالقاسم کریمی

شماره_۱۷

عشق‌ات تاریخ‌ساز اتفاقی است در جهان جشنِ گل است و جشن سبزه‌زار وحی‌یی است که نازل می‌شود و نمی‌شود طفلی است که زاده می‌شود و نمی‌شود برقی است میان ابر که می‌زند و نمی‌زند ماهی است که برمی‌دمد و نمی‌دمد اندر میان جنگل مژگان سربلند عشق‌ات متنی است که به زبان میخی نوشته‌اند نه!… آشوری…

Details