وبسایت شاعر شهرستان ورامین

10 شعر کوتاه:ابوالقاسم کریمی


ای دوست
آنکه افسار به دست آمده است
جلادیست
که از نجات سخن میگوید


پیش از آنکه بدانم چیست
گفتند
این هویت توست …

ای تف
بر آنان که افسار را
نجات میدانند.


گناه
لباس شایعه به تن کرد
وقتی بخشش
به خاطره پیوست


آنجا که انسان ستایش می شود
حقیقت
به انزوا
پناه میبرد


ای گل کوچک
که در معبد سرنوشت روییده ای

برای کامل شدن
عشق کافی نیست


دلخوش
به تکرار آخرین دیدار،
زندانی


طلوع یعنی
خدا،
هنوز ناامید نیست


تنها،
در انبوه جمعیت،
مثل من


ما هبوط کردیم
به آستانه ی سرنوشت
آنجا که هیچکس فرمان نمیدهد
جز سکوت


اگر چراغ روشن نیست
شب را،
ناسزا مگو


زندگی من،
کودکیست
زیر باران


دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.